محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
416
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و مع أيّ إمام بعدي تقاتلون ) با كدام امام پس از من به مبارزه خواهيد رفت ؟ ! هرگز ! آنان در پى فرمانده ديگرى براى جنگ نيستند ؛ بلكه از اساس جنگ را نمىخواهند و راحتى و سستى را بر جهاد و تلاش ترجيح مىدهند . ( المغرور و اللّه من غررتموه ) شما همانند سراب هستيد كه دور را نزديك و نزديك را دور جلوه مىدهد . از اين روى امام عليه السّلام آنان را به دروغ و نفاق متهم مىسازد . ( و من فاز بكم و اللّه فقد فاز بالسّهم الأخيب ) شما فاقد خاصيت و كارآيى هستيد . ( و من رمى بكم فقد رمى بأفوق ناصل ) به كارگيرى شما همانند پرتاب كردن تيرى است كه هرگز به هدف نمىرسد . ( أصبحت و اللّه لا اصدّق قولكم ) شما دروغگو هستيد . ( و لا أطمع في نصركم ) شما مرا يارى نمىكنيد . ( و لا اوعد العدوّ بكم ) دشمن ديگر از شما نمىترسد . ( أ قولا به غير علم ) امام عليه السّلام از پيوند و تلازم علم و عمل صالح ياد مىكند . ايشان در حديث ديگرى فرمودهاند : « علم همراه عمل است ؛ پس هركس علم بياموزد ، عمل مىكند و علم ، عمل را فرا ميخواند و اگر آن را اجابت نكرد ، خود نيز كوچ مىكند . » « 1 » ( و غفلة من غير ورع ) از انجام واجبات غافل هستيد و از انجام محرمات پرهيز نداريد . ( طمعا في غير حقّ ) حق خدا و مردم را به جا نمىآوريد و خود طمع در حق ديگرى داريد . . . شيوه زندگى مردم و يا بيشتر آنان چنين است ، تا آن جا كه گفته شده : طبيعت انسان شرور است و برخى نيز در نقطه مقابل آن گفتهاند : طبيعت انسان نيك است و گروهى نيز بين اين دو گفته ، چنين جمع كردهاند كه انسان متناسب با شرايط و مقتضيات
--> ( 1 ) . « العلم مقرون بالعمل فمن علم عمل و العلم يهتف بالعمل فإن أجابه و إلّا ارتحل عنه » نهجالبلاغه : قصار 365 .